بز پیرمرد روستایی

پیرمردی روستایی برای قربانی کردن، بزی را از بازار خریده بود و به خانه می آورد. سه مرد شیاد، او را دیدند و به فکر افتادند هر طوری که شده، بز را از چنگ او درآورند. یکی از آن ها به مرد روستایی نزدیک شد و پس از سلام و احوال پرسی ، از او پرسید: «پدر عزیز من! این سگ زبان بسته چه گناهی کرده که او را کشان  کشان می بری؟» پیرمرد این حرف را جدی نگرفت و به راه خود ادامه داد. ولی حیله گر بعدی، در حالی که می خواست پیرمرد حرف او را بشنود، دور و بر او شروع به سخن گفتن کرد: «من اصلا فکر می کنم این مرد روستایی نیست. چون تا حالا هیچ روستایی را ندیده ام که سگی را ببندد و با خود بکشد.» پیرمرد باز به راهش ادامه داد. این دفعه شیاد سوم شروع به صحبت کرد: «این سگ را چند خریده اید؟ برای شکار است یا محافظت از خانه؟»پیرمرد هم چنان راه می رفت و سعی می کرد به حرفشان گوش ندهد ولی آن ها دست بردار نبودند و مرتب می گفتند و می گفتند. آخر سر پیرمرد باور کرد حیوانی که خریده است، سگ است نه بز. بنابراین طناب را از گردن بز باز و او را رها کرد و با خود چنین گفت: «پس به این ترتیب آن فروشنده ی ناقلا، چشم بندی کرده و به جای بز ، سگ به من فروخته است!» پیرمرد روستایی، بلافاصله راهی بازار روستا شد تا هم بزی دیگر بخرد و هم با فروشنده ی سگ، به مجادله بپردازد، شیادان حیله گر هم بز را برداشتند و به سرعت از آن جا دور شدند.

فکر کنید ، پاسخ دهید

1. در مورد این که ساده کیست و آبا در ساده بودن یک فرد، شهری یا روستایی بودن او و یا تحصیل کرده و کم سواد بودنش تاثیر دارد یا نه، بحث و نظرات خودتان را در 10 جمله ی کوتاه بیان کنید.

2. در داستان های کودک و نوجوان، معمولا بز به عنوان یک حیوان دانشمند و تحصیل کرده به تصویر کشیده می شود فکر می کنید دلیل این کار چیست؟

3. با پرس و جو و مراجعه به کتاب های مرتبط با ضرب المثل های ایرانی ، معنی و داستان مربوط به پدید آمدن هر یک از این ضرب المثل ها را پیدا کنید و در کلاس ارائه دهید.

*بز بیاری                                                       *یک بز گر، گله را گر می کند

*بز حاضر، دزد حاضر                                  *علف به دهن بزی شیرین است

*بز اگر شیر دهد، میش من است      بیگانه اگر وفا کند، خویش من است

*کار هر بز نیست خرمن کوفتن       گاو نر می خواهد و مرد کهن

 

 

v      سه پرسش

1. سه مرد شیاد خرید پیرمرد روستایی را به چه چیزی شبیه کردند؟

الف) گوسفند                                         ب) بز                                      پ) سگ

2. چرا پیرمرد روستایی، حرف های مردان شیاد را باور کرد؟

الف) چون با مردان شیاد دوست شد

ب) از بس که مردان شیاد، بر حرف های خود تاکید کردند.

پ) چون قادر به تشخیص سگ از بز نبود.

3. پیرمرد روستایی در پایان چه فکری کرد و کجا رفت؟

الف) او فکر کرد فروشنده او را فریب داده است و دوباره به بازار رفت.

ب) او فکر کرد مردان شیاد، حرف درستی می زنند و به خانه اش رفت.

پ) پی برد که بسیار بی عقل است و از آن جا دور شد.

v   کلمه ها و ترکیب هایی که برای نخستین بار در این داستان با آن ها آشنا شدی

                    کلمه (و یا ترکیب)                                               معانی آن

 

 

 

 

 

 

 

v    در مورد معنای هر کلمه، لااقل یکی از فعالیت های زیر را انجام بده:

با دوستان خود گفت و گو کن.

ü     با پدر و مادرت بحث کن .

ü     درستی آن را با آموزگارت کنترل کن.

ü     با مراجعه به لغت نامه، فرهنگ نامه و یا دایره المعارف، اطلاعات بیشتری به دست آور.